بستنی کیم

خرید بک لینک
امروز صبح قرار بود بریم استخر.با زینب و فاطمه و مامان.ساعت 8 بیدار شدم و بعدم فاطمه رو بیدار کردم و بعدم زینب بیدار شد.بعد صبحونه،بابا مارو تا دم استخر رسوند و با امیرعلی رفتن رودخونه کخ مثلا امیرعلی با تور ماهی گیری جدیدش ماهی بگیره!

بعد استخر،رو گوشی فاطمه پیام اومد که فروشگاه کورش نودلاش دویست تومت تخفیف داره!همچین به وجد اومد!من ساعت یازده مسجد جامع کلاس داشتم.فاطمه سفارش کرد تو راه برگشت برم نودل بخرم.

بعد ار کلاس،اقای وکیلی میخاست سالنو جارو بزنه،گفت اگه عجله ندارین وایسین کمک بدین و خودش رفت لول جارو برقی رو درست کنه و بیاد.پنج نفر بودن غیر از منو دوستم.با هم به این ننیجه رسیدیم که ما اضافی ایم.و از مسجد زدیم بیرون و رفتیم همون فروشگاه که نودلاش تخفیف خورده بود.چند تایی برداشتم .وقتی تو صف وایساده بودیم برا جساب کردن پولش،که خیلیم طول کشید،زینب پیشنهاد داد برا بچه ها و اقای وکیلی بستنی کیم بخریم.خریدیم و راه افتادیم سمت مسجد در حالیکه از ایده ی خریدن بستنی کلی محظوظ شده بودیم.همین که در کلاسو باز کردیم،اقای وکیلی و بچه ها رو در حال خوردن بستنی کیم دیدیم!اقای وکیلی خریده بود.ما مثل این وارفته ها داشتیم بهشون نگاه میکردیم.

گفتیم:ماهم رفتیم. بستنی خریدیم!اقای وکیلی هم شروع کرد شوخی کردن که چون کار خیر بوده یه بستنی دیگ هم رسید و .... .

خاطرات روزانه...

ما را در سایت خاطرات روزانه دنبال می‌کنید

برچسب: بستنی کیم,بستنی کیم پاک قدیمی,بستنی کیم دوقلو,بستنی کیمی,بستنی کیم قدیمی,بستنی کیم پاک,بستنی کیم میهن,بستنی کیمیای کویر,بستنی کیمیا,بستنی کیم چیست, نویسنده: بازدید: 100 تاريخ: چهارشنبه 21 مهر 1395 ساعت: 23:18

صفحه بندی