دلتنگ مدرسه ام

خرید بک لینک
نمیدونم چرا،ولی پارسال به اخر تابستون که رسید واقعا حسرت تموم شدن تابستون رو واسه یکی دوروز حس کردم.هیچ سالی اونطور نبودم،و اصلنم تو طول تابستون دلم برا مدرسه تنگ نشد؛و البته این سال تحصیلی هم،زیاد سال خوبی نبود برام.از همه نظر.

ولی امسال خیلی دلم تنگ شده برا مدرسه.گرچه هنوز اون گره ای که افتاده تو روابط دوستانمون باز نشده،ولی دلم تنگ شده برا مدرسه و درس خوندن.

پریروز،با زهرا عبدی ،دوست کلاس زبانم و مریم عربی که خود زهرا واسطه ی دوستیمون بود رفتیم بیرون.اول رفتیم کافی شاپ و حدود یکساعت و ربع فقط تو کافی شام بودیم و بعدشم رفتیم پارک لاله.عکس گرفتیم،حرف زدیم و .... .

روز خوبی بود.به روابط دوستانشون غبطه میخورم.کلا اینطور نیستن که دو تا دو تا دوست باشن.چند نفرن که باهمن و خیلی هم با هم خوبن.و خیلی هم پایه ان،در کنار معنویات و درس تفریحشون هم سر جاشونه.ولی جو دوستانه ی ما اینطور نیست...

امروز اخرین روز تیر ماهه.تیر هم خیلی زود گذشت...این جمله خیلی تکراریه ولی من واقعا این گذر سریع زمانو حس میکنم..

خاطرات روزانه...

ما را در سایت خاطرات روزانه دنبال می‌کنید

برچسب: دلتنگ مدرسه ام,باز دلتنگ زنگ مدرسه ام, نویسنده: بازدید: 72 تاريخ: چهارشنبه 21 مهر 1395 ساعت: 23:18

صفحه بندی